☂ با تو باید مِثـل باران حرف زد

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 اینجآ خاطرات من و عشقمه... از اول جنگیدن برای عشقمون تا الان!

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 ادامه حرفآم رمز داره و رمز به کسایی تعلق میگیره که لینک شن...

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 از این به بعد به جز لینکای فعلی، فقط با متاهلا تبادل لینک میشه!

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 لینک نظرات به ادامه مطلب منتقل شد.این لینکم واسه اونایی که رمز ندارن :)

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字  کامنت دونی ゜*パステル*゜ のデコメ絵文字

تاريخ 91/04/20سـاعت 12:26 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

سلام دوس جونای خودم. خوبین؟

مدتیه بازار چالشا داغه و هرکی یه جوری به یه شکلی یه چالش اختراع میکنه.

حالا میخوام یه چالش راه بندازم تو وبم به اسم 3کتاب.

هرکدوم بخواین میتونین تو این چالش شرکت کنین و 3 تا از کتابایی که تاثیر گذاری بیشتری براتون داشته رو تو این پست معرفی کنین

(رمان.طنز.فلسفه و...) هرکتابی فقط باید تو یه خط دلیل انتخاب یا تاثیر گذاری رو بنویسین.

و بعد از اون 3 نفر دیگه رو به این چالش تو وبتون دعوت کنین.

اونایی که قبلا این چالشو تو وبشون داشتن بازم میشه تو کامنت دونی این پست 3 کتابتونو معرفی کنن :)

امیدوارم دوستای خوش ذوقی باشین و همراهی کنین

*****

خب اول از همه  کتاب من:

1- کتاب فاطمه فاطمه است از دکتر شریعتی

(روایت های زیبا از حضرت فاطمه که واقعا منو متحول کرد)

2-کتاب رازهایی درباره مردان از باربارا دی آنجلس

(باعث شد بتونم دقیق تر باشم تو رابطم)

3-کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم از زویا پیرزاد

(تاثیرگذاری رو نیدونم ولی تا مدتها بهش فکر میکردم)

 

کامنت دونی

تاريخ 93/06/30سـاعت 10:3 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

دوستای گلم بفرمایید ادامه :)


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/06/27سـاعت 15:17 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

+ عاشق آهنگ جدیدم :)


برچسب‌ها: دنیای من
تاريخ 93/06/24سـاعت 13:34 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

 

× بفرمایید ادامه...


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/06/22سـاعت 12:0 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

جنــــس نیســـــتم
تـــا برای خریـــــدم به مغـــــازه بروی
زیر خاکــــی ام
کشــــــفم کــــن!
.
بـــــام نیســـــتم
تا برای هــــواخوری به ســـــراغم بیــــایی
آســــمانم
پــــرواز را بـــــیاموز
.
ســــاحل نیــــستم
تـــا روی ماســــه هایش آفــــتاب بگیری
دریـــــام
دل به دریـــــا بزن
.
روزنــــامه نیـــــستم
که بخوانــــی و روی نیمکـــــتی جا بگــــذاری
کتــــابم
من را زندگــــی کن
.
ســــیگار نیــــستم
که بکـــشی و تــــمامم کــــنی
اکــــسیژنم
من را نفـــــس بکــــش
.
حـــوا نیســــتم
تا از بهـــشت بــــیرون ات کــــنم
زنــــم
اگر مـــی توانـــــی مــــرد بـــــاش
مـــــرد ...

**

 

زن

 

جنــس عجـــیبــی اسـتـــــ !

 

چــشمــ هــایــش را کــه مــی بنــدی ،

 

دیــد دلــش بــیشتــر مــی شــود...

 

دلــش را کــه مــی شــکنــی ،

 

باران لــطـافتـــ از چــشمــ هــایش ســرازیــر...

 

انــگار درسـتــــ شــده تــا...

 

روی عـشـق را کــم کــند...

!همینجوری خوشم اومد خواستم بزارم

 

+ ادامه خصوصی!


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/06/18سـاعت 23:39 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

+ آهنگ


برچسب‌ها: وقتی
تاريخ 93/06/17سـاعت 14:35 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

نمیدونم اسمشو بذارم حواس پرتی، سوتی، فراموشی ، چی.

ولی هرچی هست واسه من یکی که هضم بشو نیس!!!

بریم ادامه بگم چه خبر بوده :))


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/06/12سـاعت 0:27 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

این عنوانو با ریتم بخونید

بفرمایین ادامه :)


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/06/09سـاعت 12:53 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

روزه سکوتم شکست! 

عه راستی سلام :))

این چند روزی که نبودم که البته زیادم طولانی نبود!! دلم تنگ شد واسه وبم و نوشتن و حسای خوب اینجا.

برداشت همه از پست قبلی من خیلی با چیزی که تو ذهنم بود فرق داشت.

شایدم من بد عنوان کرده بودم. و دقیقا همونایی که نباید به خودشون میگرفتن، گرفتن :))

شمایی که به این وب میای و میخونی قدمت رو چشم. من انتظاری ندارم...

مینویسم.. همه خاطرات خوب و بدمو باهاتون به اشتراک میذارم اما واقعا اگه کسی نیاد و نخونه ناراحت نمیشم.

دلخوری من به خاطر بعضی از رفتارایی بود که میدیدم.

به هرحال تموم شد بدون این سه نقطه اضافی آخر سطر!!

از حال این روزام فقط یه کلمه ست( آرومم) سرم گرم دوستای وایبر و واتساپ و این چیزاس.

وب نیومدم ولی بازم دور نشدم از فضای مجازی :))

از همه اونایی که اومدن و کامنت گذاشتن و دلجویی کردن ممنون. من از هیچکدومتون هیچ دلخوری ندارم دیگه. 

اصن شایدم اینا بهونه ای بود که یکم اینجا غر بزنم سبک شم :))

+ فرشته عزیزم بازم بهت تبریک میگم که داری یه فرشته دیگه رو تو وجودت پرورش میدی :)

+ مرضیه،ریحانه و الهه عزیزم ممنون که تو این چند روز تنهام نذاشتین :)

+ دوستون دارم هوارتا 3> 

+ آهان راستی روز دختر مبارک :*

 

کامنت دونی

تاريخ 93/06/05سـاعت 16:1 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

بعد از چند روز غیبت تو وبلاگم و همچنین مقایسه و تفکرات و یادآوری الان با قبلنا!!

به این نتیجه رسیدم که درحال حاضر نباشمم فرقی به حال کسی نمیکنه.

واسه همینم هست که با اینکه حرف زیاده اما بازم دست و دلم به نوشتن نمیره!!

نمیدونم چرا. شاید چون اینجا برام شده بود جایی که بتونه یه گوشه از تنهاییامو پر کنه و دوستایی بودن که بهشون اعتماد کرده بودم و حرفای خصوصیمو باهاشون در میون میذاشتم اما...

دلگیرم از بعضی از شماها...

شایدم دلگیرم از خودم که توقع زیادی از دنیای مجازی دارم. تو دنیای واقعی بعضی دوستام مگه چه گلی به سرمون زدن که اینجا بزنن. والا!

اینم بگم که روی سخنم با همتون نیست. پس بعضیاتون سعی کنین ناراحت نشین از حرفام. 

چه میشه کرد. مانیا است دیگر... گاهی دلش میگیرد از دنیا و کو دیواری کوتاه تر از اینجا؟!!

دلم واسه این فرد خاص تنگه!!

بدرود

تاريخ 93/06/01سـاعت 1:28 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

دلم آپ خواست! ولی نمیدونم چی بنوسم... :(

بریم ادامه

 

+ بعدا نوشت: امروز بیشتر از ده ها بار مورموری ایلام لرزید :|

البته من فقط 3 بارشو حس کردم ولی دیگه خب اولین باره که اینطوری زمین لرزه حس میکنم :|

خداکنه اتفاقی واسه کسی نیوفتاده باشه :(


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/26سـاعت 17:17 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

اومدم یه عاااااااااالمه نوشتم همش پرید

بریم ادامه ...


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/24سـاعت 16:47 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

عشق یعنی ...

    داد میزنی، غر میزنی، بداخلاقی... اما بازم میخنده و میگه غر نزن بوسمو بده!

 

اسم وب انتخاب همسری :))

مانیا(در زبان یونانی): عشق شدید،شیدایی...


برچسب‌ها: عشق یعنی
تاريخ 93/05/21سـاعت 16:18 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

 

و امروز یکی از همون وقتاست!

وقتایی که هیچوقت تو زندگیمون یادمون نمیره

وقتایی که همیشه برامون با ارزشه

نه فقط به خاطر عقد،

به خاطر چیزایی که واسه اثبات عشق و

 رسیدن به این لحظه زیر پا و پشت سر گذاشتیم!

1 سال از اون لحظه گذشت

1 سالی که با همه سختیاش حالمون باهم خوب بود!

خدایا شکرت...

حتی اگه همه چی نباشه،

حتی اگه بعضی وقتا سخت باشه،

حتی اگه بعضی چیزا ناراحتمون کنه،

با اینحال شکر که حالمون باهم خوبه،

شکر که هنوزم درکنارهم آرومیم...

18/5/93

+ ادامه با تاخیر اضافه شد :)

 

 


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/20سـاعت 20:53 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دیگه تا تونستم تحویل گرفتم خودمو

 

نمیدونم امسال دقیقا چند ساله میشم!

21 سالم میشه یا 22 !!

هرچی هست پیر شدیم رفت...

همیشه فکر میکردم بزرگ شدن خودمو دوست دارم

اما الان هرچی به سنم اضافه میشه

حس همیشه زنانه میخواد نیشگونم بگیره به خاطر اون علاقه!!

 

کامنت دونی

تاريخ 93/05/16سـاعت 23:57 نويسنده مـــآنیآ ツ| |


برچسب‌ها: وقتی
تاريخ 93/05/15سـاعت 22:40 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

عاقا مگه دوستی واسه همچین روزایی نیست؟

مگه نمیگن دوستیه و روزای سختش؟!!

خب بیاین جمع شین فکر رو هم بذارین پیشنهاد بدین واسه یه اسم خوشکل واسه وب که خیلی هم بهش بیاد هم من از این فکر و خیال در بیام!

خو هرچی فکر میکنم به ذهنم نمیرسه

پس هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم 

موچکر

 

کامنت دونی

تاريخ 93/05/15سـاعت 9:7 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

MisS-A