☂ با تو باید مِثـل باران حرف زد

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 اینجآ خاطرات من و عشقمه... از اول جنگیدن برای عشقمون تا الان!

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 ادامه حرفآم رمز داره و رمز به کسایی تعلق میگیره که لینک شن...

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 از این به بعد به جز لینکای فعلی، فقط با متاهلا تبادل لینک میشه!

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 لینک نظرات به ادامه مطلب منتقل شد.این لینکم واسه اونایی که رمز ندارن :)

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字  کامنت دونی ゜*パステル*゜ のデコメ絵文字

تاريخ 91/04/20سـاعت 12:26 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

روزه سکوتم شکست! 

عه راستی سلام :))

این چند روزی که نبودم که البته زیادم طولانی نبود!! دلم تنگ شد واسه وبم و نوشتن و حسای خوب اینجا.

برداشت همه از پست قبلی من خیلی با چیزی که تو ذهنم بود فرق داشت.

شایدم من بد عنوان کرده بودم. و دقیقا همونایی که نباید به خودشون میگرفتن، گرفتن :))

شمایی که به این وب میای و میخونی قدمت رو چشم. من انتظاری ندارم...

مینویسم.. همه خاطرات خوب و بدمو باهاتون به اشتراک میذارم اما واقعا اگه کسی نیاد و نخونه ناراحت نمیشم.

دلخوری من به خاطر بعضی از رفتارایی بود که میدیدم.

به هرحال تموم شد بدون این سه نقطه اضافی آخر سطر!!

از حال این روزام فقط یه کلمه ست( آرومم) سرم گرم دوستای وایبر و واتساپ و این چیزاس.

وب نیومدم ولی بازم دور نشدم از فضای مجازی :))

از همه اونایی که اومدن و کامنت گذاشتن و دلجویی کردن ممنون. من از هیچکدومتون هیچ دلخوری ندارم دیگه. 

اصن شایدم اینا بهونه ای بود که یکم اینجا غر بزنم سبک شم :))

+ فرشته عزیزم بازم بهت تبریک میگم که داری یه فرشته دیگه رو تو وجودت پرورش میدی :)

+ مرضیه،ریحانه و الهه عزیزم ممنون که تو این چند روز تنهام نذاشتین :)

+ دوستون دارم هوارتا 3> 

+ آهان راستی روز دختر مبارک :*

 

کامنت دونی

تاريخ 93/06/05سـاعت 16:1 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

بعد از چند روز غیبت تو وبلاگم و همچنین مقایسه و تفکرات و یادآوری الان با قبلنا!!

به این نتیجه رسیدم که درحال حاضر نباشمم فرقی به حال کسی نمیکنه.

واسه همینم هست که با اینکه حرف زیاده اما بازم دست و دلم به نوشتن نمیره!!

نمیدونم چرا. شاید چون اینجا برام شده بود جایی که بتونه یه گوشه از تنهاییامو پر کنه و دوستایی بودن که بهشون اعتماد کرده بودم و حرفای خصوصیمو باهاشون در میون میذاشتم اما...

دلگیرم از بعضی از شماها...

شایدم دلگیرم از خودم که توقع زیادی از دنیای مجازی دارم. تو دنیای واقعی بعضی دوستام مگه چه گلی به سرمون زدن که اینجا بزنن. والا!

اینم بگم که روی سخنم با همتون نیست. پس بعضیاتون سعی کنین ناراحت نشین از حرفام. 

چه میشه کرد. مانیا است دیگر... گاهی دلش میگیرد از دنیا و کو دیواری کوتاه تر از اینجا؟!!

دلم واسه این فرد خاص تنگه!!

بدرود

تاريخ 93/06/01سـاعت 1:28 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

دلم آپ خواست! ولی نمیدونم چی بنوسم... :(

بریم ادامه

 

+ بعدا نوشت: امروز بیشتر از ده ها بار مورموری ایلام لرزید :|

البته من فقط 3 بارشو حس کردم ولی دیگه خب اولین باره که اینطوری زمین لرزه حس میکنم :|

خداکنه اتفاقی واسه کسی نیوفتاده باشه :(


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/26سـاعت 17:17 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

اومدم یه عاااااااااالمه نوشتم همش پرید

بریم ادامه ...


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/24سـاعت 16:47 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

عشق یعنی ...

    داد میزنی، غر میزنی، بداخلاقی... اما بازم میخنده و میگه غر نزن بوسمو بده!

 

اسم وب انتخاب همسری :))

مانیا(در زبان یونانی): عشق شدید،شیدایی...


برچسب‌ها: عشق یعنی
تاريخ 93/05/21سـاعت 16:18 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

 

و امروز یکی از همون وقتاست!

وقتایی که هیچوقت تو زندگیمون یادمون نمیره

وقتایی که همیشه برامون با ارزشه

نه فقط به خاطر عقد،

به خاطر چیزایی که واسه اثبات عشق و

 رسیدن به این لحظه زیر پا و پشت سر گذاشتیم!

1 سال از اون لحظه گذشت

1 سالی که با همه سختیاش حالمون باهم خوب بود!

خدایا شکرت...

حتی اگه همه چی نباشه،

حتی اگه بعضی وقتا سخت باشه،

حتی اگه بعضی چیزا ناراحتمون کنه،

با اینحال شکر که حالمون باهم خوبه،

شکر که هنوزم درکنارهم آرومیم...

18/5/93

+ ادامه با تاخیر اضافه شد :)

 

 


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/20سـاعت 20:53 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دیگه تا تونستم تحویل گرفتم خودمو

 

نمیدونم امسال دقیقا چند ساله میشم!

21 سالم میشه یا 22 !!

هرچی هست پیر شدیم رفت...

همیشه فکر میکردم بزرگ شدن خودمو دوست دارم

اما الان هرچی به سنم اضافه میشه

حس همیشه زنانه میخواد نیشگونم بگیره به خاطر اون علاقه!!

 

کامنت دونی

تاريخ 93/05/16سـاعت 23:57 نويسنده مـــآنیآ ツ| |


برچسب‌ها: وقتی
تاريخ 93/05/15سـاعت 22:40 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

عاقا مگه دوستی واسه همچین روزایی نیست؟

مگه نمیگن دوستیه و روزای سختش؟!!

خب بیاین جمع شین فکر رو هم بذارین پیشنهاد بدین واسه یه اسم خوشکل واسه وب که خیلی هم بهش بیاد هم من از این فکر و خیال در بیام!

خو هرچی فکر میکنم به ذهنم نمیرسه

پس هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم 

موچکر

 

کامنت دونی

تاريخ 93/05/15سـاعت 9:7 نويسنده مـــآنیآ ツ| |


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/08سـاعت 23:50 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

از اونجایی که وقت نشد بیام مخصوص واسه همه کامنت تبریک بذارم اومدم از همین تیریبون عید فطرو بهتون تبریک بگم

روزه داران سابق عزیز وقتشه یه دلی از عزا در بیارین!!smiley

 

تبریکات

تاريخ 93/05/07سـاعت 14:1 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

 شب، تو اوج خواب، ناخودآگاه، ببوستت و فرداش یادش نیاد!!

 

× برگرفته از عروس آبانشون!×

اینم حق کپی رایت!!


برچسب‌ها: عشق یعنی
تاريخ 93/05/02سـاعت 16:30 نويسنده مـــآنیآ ツ|

× من هزااااااار تا کودک درون دارم!! یکیشون کلا رو مود تنوع طلبیه!

× این اسمو واسه این روی وب گذاشتم چون واسه هردومون با این جمله کوتاه زندگیمونو شروع کردیم

* کمتر از 3 سال پیش!!*


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/05/02سـاعت 15:15 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

پست خیلی خیلی خصوصی.

برای آرامش دلم مینویسم.همین!


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/04/27سـاعت 5:20 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

تا حدی لینک تکونی شد.

از دوستایی که لینکشون حذف شده معذرت میخوام. بعضیاشون به دلیل انتقادای بیجا بود بعضیا به خاطر اینکه میفهمیدم یا مطالبمو نمیخونن و یه کامنت الکی میذارن یا کلا با من حرفی واسه گفتن ندارن!!

چند نفرم کاملا بی آزار بودن ولی چون نه اونا با من راحت بودن نه من با اونا مجبور شدم حذفشون کنم. شایدم بعدا پشیمون بشم از حذف بعضیا چون واقعا همتونو دوست دارم ولی الان حالم دست خودم نیست!!

هر انتقادی که دارین همینجا بگیین. تو همین پست جواب میدم. اگه من اشتباه کردم و باعث ناراحتیتون شدم بهم بگین. قول میدم منطقی باشم گرچه بر خلاف حال این روزامه.

رمزم عوض میشه نه فقط به خاطر لینکا، دلیلش مزاحمیه که قبلنا رمزمو داشته و حالا گاهی تو خصوصی حرفای بیخود میزنه. اصلا واسم مهم نیست که فکر کنه من کارام واسه جلب توجه و خودشیرینیه. و اصلا اهمیت نمیدم که اون دختر از ترسش آدرس نمیذاره فقط چیزی که واسم مهمه اینه که بتونم اینجا با آرامش خاطره ها و حرفامو بنویسم. 

یه چیز دیگه، از این به بعد حرفای خیلی خصوصی و درد دلامو توی وب مینویسم که رمزش متفاوته. و فقط شخص خودم میدونم. پس لطفا از این به بعد سر پستای خصوصی منو متهم به بدجنسی نکنین!!!

 

هر حرفی و انتقادی دارین تو همین پست بگین حتی اگه دیگه لینکم نیستین.

پـ . نــ : از این به بعد فقط منو با اسمی که زیر پستا میاد صدا کنین. به هیچ وجه اسم واقعیم نباشه. ممنون :)

دلیل این اسم هم بعدا میگم ;)

 

کامنت دونی

تاريخ 93/04/25سـاعت 17:44 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

مــن و تــو بچه دار می شیم ...
اگـه پسر بشه حرفـــــــای قشنگـی می زنه
مثــل بـــابـــاش..
اگــه دختـــــر بشه با دهنش نـــه بــا چشماش حرفــــ می زنه
مثـــل مــامــانــش..
بــا هـــم دعوامــون مــی شه
اول گفتـــ مــامـــان 
نخیــــــر .....
اول گفتــ بــابــا ゜*ひげ/かわいい*゜ のデコメ絵文字
اگه پســـر باشــــه مامانشو بیشــــتر از هـــر کسـی دوس داره
مثــــــل همــــــــه...
اگــه دختر باشــه اولیـــن مــردی که عــاشقش مــی شه تویــی فکــــر کنــــم...
بـا دستــــــای کـــوچیــــکش همــه ی خود خواهــی هـامون رو مــی پـــــوشونه...
اسمشو مـن میذارم...
همـون طــور که فامیــلیشو از تــو می گیره  {}

ハートだよ。2つ のデコメ絵文字 این متن خیلی شبیه خوابای این اواخر منه!!

روزه داران عزیزم ادامه مطلب عکسای خوشمزه داره نبینین و بعد استغفرا... 


ادامـــه حرفـــآ
تاريخ 93/04/22سـاعت 17:53 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

برگشـتیم یوهوووووووووووووووووو!!!

خیلی خوش گذشت اونقدر که نمیدونم از کجاش بگم.

با یه آپ طولانییییییی میام بعدا وقت نشد به همه سر بزنم

مرسی که تو این مدت تنهام نذاشتین و به یادم بودین 

تاريخ 93/04/21سـاعت 8:22 نويسنده مـــآنیآ ツ| |

MisS-A